X
تبلیغات
بهنام رایانه - نفت
"بانک مقالات فارسی"

نفت چيست ؟

     ماده نفت از دو عنصر كربن و هيدروژن تركيب شده است ؛ به همين دليل آنرا هيدروكربور مي نامند . نفت تركيب شيميايي خاصي ندارد ؛ زيرا كربن و هيدروژن به گونه هاي مختلفي با يكديگر تركيب مي شوند . گاه يك نسبت هيدروژن با يك نسبت كربن تركيب مي شود و يك نوع ماده نفتي بوجود مي آيد؛ گاه مثلاً چهار نسبت هيدروژن با يك نسبت كربن تركيب مي شود و يك نوع ماده نفتي ديگر پديد مي آيد . بنابر اين با تركيبات مختلف كربن و هيدروژن ، هزاران نوع ماده نفتي ايجاد مي شود . در نتيجه تركيبات گوناگون كربن و هيدروژن ، مواد نفتي جامد ، مايع و گاز بدست مي آيد. از تركيب ساده و سبك اين دو عنصر ، گازي به نام متان توليد مي شود كه اصطلاحاً به گاز طبيعي معروف است . اين گاز در كره زمين به آساني يافت مي شود و نيازي به ساختن آن در كارخانه هاي توليد گاز نيست . اگر كربن وهيدروژن بصورت پيچيده تري تركيب شوند ، ماده سخت و سياهرنگي به نام تار يا قير بوجود مي آيد . اين ماده براي ساختن جاده ها مورد استفاده قرار مي گيرد . گاهي اين دو عنصر به گونه اي تركيب مي شوند كه نفت مايع حاصل مي شود . تركيبات مايع از گاز سنگين تر و از جامد سبكترند . بيشتر مردم فكر مي كنند كه نفت همان ماده اي است كه براي سوخت از آن استفاده مي كنيم ؛ اما در حقيقت ،كربن و هيدروژن به روشهاي گوناگون با يكديگر تركيب مي شوند و انواع مختلفي از نفت پديد مي آورند كه هريك از آنها با ديگري كمي تفاوت دارد . سبكترين آنها بنزين است كه براي سوخت موتور بكار مي رود و سنگينترين آنها گريس و روغن موتور است كه براي نرم و روان كردن قسمتهاي مختلف ماشين و موتور مورد استفاده قرار مي گيرد . در لايه هاي زيرين زمين ، انواع زيادي از نفت مايع با يكديگر مخلوط مي شوند و ماده درهم و برهمي به نام نفت خام بوجود مي آورند . اين همان مايعي است كه با پمپ از داخل زمين به چاههاي نفت كشيده مي شود .

 

naft1

 

نفت چگونه پديد آمد ؟

     نفت از بقاياي موجودات بسيار ريزي بنام پلانكتون پديد آمده است . پلانكتونها ، حدود 600 ميليون سال پيش ، يعني از دوره پركامبرين در كناره درياها زندگي مي كردند . هنگامي كه اين موجودات مي مردند ، با گل و لاي همراه آب رودخانه به درون درياها مي رفتند و ته نشين مي شدند . مواد رسوبي لايه به لايه روي هم انباشته مي شدند ؛ وزن و فشار لايه هاي بالايي ، مواد رسوبي طبقات زيرين را فشرده و متراكم مي كرد . توده موجودات ذره بيني ، بين لايه ها ، بر اثر عمل باكتريها و حرارت طي زماني نامعلوم تغيير شكل داده و بصورت نفت و گاز در آمده است . امروزه نفت و گازي كه از بقاياي همان موجودات پديد آمده ، در خلل و فرج بعضي از لايه هاي رسوبي يافت مي شود . پس دانستيم كه نفت از موجودات زنده ذره بيني پديد آمده اما نبايد تصور كرد كه اين تغيير ، ناگهاني صورت گرفته ؛ بلكه بر اثر عمل تدريجي باكتريها و يك رشته فعل و انفعالات ، اجساد اين موجودات بصورت نفت درآمده است . طي دورانهاي گذشته ، فشارهاي شديد داخل ، لايه هاي زمين را به طرف بالا حركت داده و اين تغييرات ، بين لايه هاي زمين فضاهايي بوجود آورده است و نفت در آن فضاهاي خالي جمع شده است . جنس لايه هايي كه نفت در آن جاي گرفته ، بيشتر از سنگهاي آهكي و شني منفذدار و متخلخل است . در اين لايه هاي منفذدار ، آب و نفت و گاز به ترتيب وزن مخصوصشان روي هم قرار گرفته اند. آب كه از همه سنگينتر است زير مي ماند ، نفت روي آب و گاز روي نفت انبار مي شود .

 

naft2

 

جستجو براي نفت

     بشر از قرنها پيش به وجود نفت پي برده بود و اين ماده روغني شكل از دير باز مورد استفاده پيشينيان بوده است . در اوايل پيدايش صنعت نفت ، آثار و علائم سطحي زمين از قبيل تراوش گاز ، نفت و ير به سطح زمين ، به جويندگان نفت كمك كرد تا منابع زير زميني را كشف كنند . به اين ترتيب كه هر جا اين آثار و علائم را مشاهده مي كردند ، در كنار آن چاهي مي زدند و اگر به نفت مي رسيدند ، آن را استخراج مي كردند . اما كم كم متوجه شدند كه شناسايي وضع لايه ها ، كمك موثري به كشف نفت مي كند . از اين پس خواص فيزيكي و شيميايي لايه ها نيز مورد مطالعه قرار گرفت . امروزه اكتشاف چاه نفت بوسيله يك رشته عمليات گوناگون زمين شناسي و فيزيكي صورت مي گيرد . مانند عكس برداري ، نقشه برداري ، نوسان سنجي ، ثقل سنجي و حفر چاه براي نمونه گيري از خاك .

زمين شناسي و ثقل سنجي

     براي يافتن نفت بايد با استفاده از دانش زمين شناسي معلوم داشت كه آيا شكل و وضع لايه هاي زيرين زمين در محل مورد نظر ، براي تشكيل نفت گير مناسب است يا نه . يكي از بهترين راه ها ، تهيه نقشه به وسيله عكس برداري هوايي است . امروزه ، اين روش در يافتن مناطق نفت خيز كمك فراواني مي كند . براي عكس برداري هوايي ، هواپيماهاي حامل دوربين خودكار ، در ارتفاع ثابت با سرعت يكنواخت حركت مي كند و دوربين عكسبرداري به صورت خودكار و منظم ، از زمين عكسبرداري مي كند . عكسبرداري هوايي در انتخاب محل انجام كارهاي اكتشافي ، عامل مهم و سودمندي است . با نقشه هوايي كه از طريق عكسبرداري تهيه مي شود ، خيلي سريع نقاطي را كه بايد در آنجا بررسيهاي دقيق صورت گيرد و همچنين حدود و ساختمان اقسام لايه ها را مي توان معلوم كرد . زمين شناس ، پس از تهيه نقشه ، ناحيه مورد نظر را مورد بررسي قرار داده و سنگهاي آن ناحيه را از نظر جنس و ساختمان مطالعه مي كند . سخره هايي كه احتمال مي رود نفت داشته باشند ، صخره هاي سبكي هستند كه قوه جاذبه كي دارند ؛ يعني اين صخره ها ، سبب تغييرات كوچكي در مغناطيسم مركزي و فشار جاذبه مي شوند . براي پي بردن به اين تغييرات از وسيله مخصوصي به شكل موشك ، به نام ثقل سنج يا جاذبه سنج استفاده مي شود . براي اين كار جاذبه سنج را به يك هواپيما وصل مي كنند . با پرواز هواپيما ، جاذبه سنج وضع منطقه را از نظر نيروي جاذبه معلوم مي سازد . براي بررسي جاذبه در دريا ، جاذبه سنج را به كشتي وصل مي كنند . ديرين شناسي نيز از علومي است كه در يافتن نفت ، جويندگان را ياري ميكند . موقعيت مناسب براي تشكيل نفت در آنها موجود نيست ؛ زيرا نفت بر اثر حركات پيوسته زمين ، و در هم فشرده شدن لايه هاي رسوبي ، از جايي به جاي ديگر رانده مي شود . البته اين حركت ، گاه بدليل خاصيت فيزيكي نفت صورت مي پذيرد ، كه همواره بدنبال جايي است كه داراي فشار كمتري باشد و به همين جهت است كه گاه به سطح زمين فوران مي كند .

بررسي ارتعاشات

     روش ديگر پيدا كردن صخره هاي نفتي ، بررسي ارتعاشات است . براي اين كار از امواج فشرده صوتي كه صخره هاي زير زمين را مي شناساند ، استفاده مي كنند . به اين ترتيب كه گروه نوسان سنج كه به يك كاميون با دكلي كوچك و يك اتومبيل حاوي دستگاه زلزله نگار و ساير ابزار مجهز هستند ، چاله اي به عمق تقريباً 100 متر در زمين حفر ي كند و در آن ديناميت و يا مواد منفجره ديگري كار مي گذارند . كمي آن طرفتر تعدادي گوشي به فاصله هاي معين در يك رديف قرار مي دهند . هر يك از گوشي ها يا به اصطلاح " زمين گوشها " بوسيله سيمي به دستگاه زلزله نگار متصل مي شود . پس از آنكه همه وسائل آماده شد ، ديناميت را منفجر مي كنند . اين انفجار زمين لرزه ايجاد مي كند . امواج اين زمين لرزه از لايه هاي زمين پايين مي رود و پس از برخورد به هر لايه قسمتي از آن منعكس مي شود و به سطح زمين بر مي گردد و توسط زمين گوشها به دستگاه زلزله نگار منتقل مي شود . زلزله نگار دستگاه بسيار حساسي است كه تا يك هزارم پايه دقت دارد و ارتعاشات را بوسيله رسم يكسري خطوط مارپيچ روي كاغذ نشان مي دهد . دانشمندان سرعت عبور امواج فشرده صوتي را از ميان مواد مختلف مي دانند و با در نظر گرفتن زماني كه امواج به دستگاه رسيده ، نوع سخره هاي آن منطقه را تشخيص مي دهند . همچنين خطوط ، نشان مي دهد كه صخره ها چقدر عميق و تا چه حد ضخيم هستند . ممكن است براي اين مطالعات از يك كامپيوتر استفاده شود . زمين شناسان ، همچنين سوراخهايي حفر مي كند و براي نمونه برداري از صخره ها از آنها استفاده مي كنند . همه اين كارها ، تصوير مجهولي از منطقه به دست ميدهد و تنها نشان مي دهد كه آيا صخره ها از نوع و شكل درستي كه براي انبار شدن نفت لازم است ، هستند يا نه . هيچيك از اين كارها وجود نفت را بطور قطعي ثابت نمي كند . وجود يا عدم نفت در يك منطقه فقط با حفر چاه معلوم مي شود و با همه پيشرفتهاي علمي حاصله در اين راه ، بطور متوسط از هر ده چاهي كه حفر مي شود يكي به نفت مي رسد .

بدست آوردن نفت

     تنها راه مطمئن كه ثابت مي كند يك منطقه حتماً نفت دارد ، حفر چاه است . اولين چاهي كه در يك منطقه حفر مي شود ، "چاه اكتشافي" ناميده مي شود . حفر چاه اكتشافي ممكن است خيلي گران تمام شود . زيرا همانطور كه گفتيم تنها يك دهد چاه هاي اكتشافي ، ارزش استخراج و بهره برداري دارند . گاه براي گروه اكتشاف سفرهاي دورو درازي پيش مي آيد . ممكن است لازم باشد قسمتهايي از جنگل را صاف كند يا باتلاقهايي را خشك كند و جاده بسازند . براي حمل وسائل و لوازم سنگين حفاري به نقطه مورد نظر ، جاده محكمي ساخته مي شود اين جاده بايد بتواند كاميونهاي بزرگ با بارهاي سنگين را تحمل كند . در مواردي كه محل مورد نظر از شهر و آبادي دور باشد ، براي رساندن غذا به كاركنان و نقل و انتقال ايشان ، يك فرودگاه كوچك ساخته مي شود براي تأمين آب نيز ، چاه حفر مي شود . براي شروع كار ، محل نصب دكل بايد با سيمان ، زيرسازي و پي ريزي شود كه تحمل دكل پولادي و صحنه حفاري را داشته باشد . صفحه گردنده و منجنيق روي صحنه حفاري نصب مي گردد . منجنيق براي كندن چاه هاي عميق بكار مي رود و حدود 500 تن قدرت دارد . دكل حفاري ستوني پولادي به بلندي 40 متر است . يك لوله چهار پهلوي 12متري از وسط دكل ، درست روي سوراخ وسط صفحه گردنده آويزان است . تيغه مته را به نوك اين لوله مي بندند و بعد آن را از سوراخ وسط صفحه گردنده فرو مي برند تا به زمين برسد . موتورها صفحه گردنده و صفحه گردنده ، لوله و لوله ، مته را مي چرخاند . به اين ترتيب تيغه مته زمين را مي شكافد و فرو مي رود . گاه ممكن است براي رسيدن به نفت ، پنج يا شش كيلومتر حفاري شود . همه چاه ها روي خشكي حفر نمي شوند ؛ بلكه امروزه حفاري در دريا نيز توسعه زيادي يافته و براي اين كار اسبابهاي مخصوصي ساخته اند . سكوهاي فولادي را روي آب دريا قرار مي دهند . دكل و ساير وسائل چاه زني را روي اين سكو نصب مي كنند و از آنجا تنه حفري را به ته دريا مي فرستند . چاه را حفر مي كنند . در حفاري هاي دريايي وسائل و تجهيزات لازم را بوسيله قايق و هليكوپتر به افراد مي رسانند . تاكنون صدها چاه در دريا حفر شده و طبق يك ارزيابي ، در آينده اي نه چندان دور ، نيمي از نفت دنيا از حفاري هاي دريايي بدست خواهد آمد .

حفاري براي نفت

     تيغه مته اي كه براي حفاري استفاده مي شود از استيل ويژه اي ساخته شده است كه ممكن است به آن الماس متصل كرده باشند . براي حفاري در انواع صخره ها مته هاي متفاوتي بكار مي رود . يك دستگاه حفاري مي تواند در يك ساعت از هزار متر صخره نرم عبور كند ؛ اما بعضي از صخره ها آنقدر سخت هستند كه عبور از صد ميلي متر آن ممكن است يك ساعت طول بكشد . موتور بالاي چاه نفت ، دستگاه حفاري را در هر ثانيه چند صد بار مي چرخاند . اصطكاك با صخره ها مته را خيلي داغ مي كند . براي سرد كردن آن و همچنين بيرون كشيدن خرده سنگهاي تراشيده شده از دل زمين ، از گل مخصوصي بنام گل حفاري استفاده مي كنند . گل حفاري از گل و آب و بعضي مواد شيميايي تهيه شده است . در قسمت بالايي لوله چهار پهلو كه به قرقره دكل آويزان است ، كاسه گردنده اي قرار دارد . گل حفاري را از درون اين كاسه گردنده به درون لوله چهار پهلو مي فرستند . گل بر اثر فشار زياد از درون لوله به سر مته مي رسد . سر مته داراي سوراخهايي است كه گل از آن عبور مي كند . وقتي ل به ته چاه رسيد ، خرده سنگهاي تراشيده شده را با خود بالا مي آورد . گل حفاري علاوه بر بيرون كشيدن خرده سنگهاي تراشيده شده و خنك كردن سر مته ، فوايد ديگري هم دارد . يكي اينكه ستون گل حفاري به ديواره چاه فشار مي آورد و مانع ريزش آن مي گردد . ديگر اينكه بدنه چاه را اندود مي كند و سوراخهاي آنرا مي گيرد . و در مواقعي كه مته در اعماق زياد به لايه گاز يا نفت مي رسد ستون گل مانع مي شود كه گاز ، نفت يا آب به درون چاه راه يابند . همانطور كه دستگاه حفاري ، عمق بيشتري را طي مي كند بايد لوله هاي بيشتري به آن اضافه كرد . لوله اول را كه از نوع مخصوص و دارا ديواره كلفتي است ، گردن مته مي گويند . هر يك از لوله ها 9 متر بلندي دارد . طرز به هم بستن اين لوله ها و سر مته مثل به هم بستن پيچ و مهره است . رشته دندانهاي اين پيچ و مهره ها طوري ساخته شده كه خراب و هرز نشوند و به هم بستن آنها آسان باشد . پس از اينكه مدتي از حفر چاه گذشت تيغه مته سائيده و فرسوده مي شود و بايد آنرا عوض كرد . قبل از بيرون كشيدن لوله ها و باز كردن تيغه مته بايد ديواره چاه را آستر كنيم . براي آستر كردن چاه ، لوله اي فولادي در چاه مي گذارند و فاصله بين لوله و ديواره چاه را از پايين به بالا به كمك تلمبه با سيمان پر مي كنند تا مستحكم شود . در قسمت بالاي لوله كه كمي از لبه چاه بيرون است ، تعدادي شير پيچ بزرگ نصب مي كنيم . اين شير پيچها زير سكوي حفاري قرار مي گيرند و به همين جهت است كه سكو در حدود 8 متر بالاتر از سطح زمين قرار دارد . با كار گذاشتن لوله آستر در چاه ، دهانه چاه تنگ تر مي شود و براي ادامه حفاري بايد تيغه مته كوچكتري بكار ببريم . كار يك چاه نفت ممكن است با يك تيغه 6/0 متري شروع و در انتهاي حفاري قطر چاه تنها 1/0 آن باشد .

 

naft3

 

لوله كشي نفت

     وقتي به لايه نفت زا نزديك شويم بايد بيشتر احتياط كنيم ؛ زيرا همين كه مته به درون لايه نفت زا راه يابد فوراً فشار طبقات زيرين ، نفت را بالا مي آورد . بنابراين متصدي حفاري بايد مواظب گلي كه از چاه خارج مي شود باشد و همينكه در آن حبابهاي گاز مشاهده كرد ، شير پيچهاي سر چاه را ببندد و گل حفاري را غليظ تر و سنگين تر كند و به كار حفاري ادامه دهد . اگر با گل قطرات سياه بالا بيايد نشانه وجود نفت در ته چاه است . براي استخراج نفت ، يك رشته لوله باريك بنام رشته توليدي به درون چاه مي فرستيم . اين لوله از لب چاه تا درون مخزن زير زميني در ته چاه ادامه دارد . ته لوله منفذهايي دارد كه نفت از ميان آنها به درون لوله و از آنجا به خارج از چاه جريان مي يابد . در قسمت بالاي رشته توليدي و روي لوله آستر ، يك دست شير پيچ نصب مي شود كه توليد نفت را كنترل مي كند . اين شير پيچ بعلت شباهتش به درخت كريسمس ، به همين نام مشهور شده است . بالا آمدن نفت، توسط دريچه اي تنظيم درخت كريسمس بدقت كنترل مي شود . آب و گازي كه با نفت مخلوط شده باشد به قسمتي مجزا منتقل مي گردد . سپس نفت آماده انتقال به پالايشگاه مي شود . براي انتقال نفت به مناطق دور ، خطوط لوله عظيمي با قطرهاي متفاوت بين 150 تا 900 ميلي متر ساخته شده است . نفت خام توسط لوله از منبع زير زميني بالا كشيده مي شود و از آنجا به انبارهاي موقت و سپس به پالايشگاه و يا بنادر و مراكز بارگيري مي رود . فرآورده هاي نفتي نيز غالباً توسط لوله ، از پالايشگاه به مراكز پخش و مصرف فرستاده مي شود . براي لوله كشي ، پس از آنكه مسير خط لوله تعيين شد جاده اي مي سازيم و لوله و ساير وسائل كار را حمل مي كنيم و در طول اين جاده قرار مي دهيم . ممكن است بنظر بيايد كه لوله ها را روي زمين مي گذاريم و پيش مي رويم ؛ اما گاهي لازم مي شود كه خط لوله از زير خاك بگذرد و يا قسمتي روي خاك و قسمتي زير خاك باشد . در جاهايي كه لوله از زير خاك مي گذرد ، جدولي حفر مي كنند و لوله را در آن جاي مي دهند . در جاهايي كه هوا سرد باشد لوله را در عمق بيشتري قرار مي دهند تا سرما در آن اثر نكند و نفت در آن منجمد نشود . براي اينكه لوله زنگ زند و فاسد نشود ، آنرا با مواد گوناگون مانند : قير ، كاغذ ، لفاف قيراندود ، پنبه نسوز ، نمد و الياف شيشه اي عايق مي كنند . پس از اين كارها ، لوله ها را به هم وصل مي كنند . لوله ها را ممكن است با بست و اتصال و پيچ به هم متصل كنند و يا آنكه به يكديگر جوش دهند . امروزه بيشتر لوله ها را به هم جوش مي دهند . در موقع جوش دادن لوله ها ، در آن خميدگيهايي ايجاد مي كنند تا جاي كافي براي جمع شدن و كش آمد در سرما و گرما داشته باشد . طول خط لوله ممكن است به صدها يا هزاران كيلومتر برسد . براي آنكه نفت بطور يكنواخت عبور كند و تمام امور بخوبي اداره شود ، در طول خطوط ، تلمبه خانه هايي احداث ي كنند . اين تلمبه خانه ها به وسائل مخابراتي مثل تلفن و تلگراف و بيسيم مجهز هستند . در انتهاي خطوط لوله براي انبار كردن نفت و وسائل و تجهيزات بارگيري ، مخابراتي احداث مي شود . ساختن و نگهداري خطوط لوله مخارج هنگفتي در بر دارد .

نفت كشها

     با افزايش مصرف نفت در دنيا ، حمل و نقل آن از راه دريا نقشي حياتي در صنعت نفت پيدا كرده است . حمل و نقل دريايي نه تنها در صنعت نفت بلكه در تجارت دريايي و كشتيراني نيز اهميت فراواني دارد . امروزه كشتيهاي نفت كش ، بزرگترين كشتيهاي دنيا هستند . نصف كالاهايي را كه هر ساله كشتيها حمل مي كنند ، نفت تشكيل مي دهد . كشتيهاي نفتكش از ورقه هاي فولادي ساخته مي شود . موتور خانه ، آشپزخانه و ديگهاي بخار نفتكش در قسمت عقب كشتي وجود دارند تا از انبار جدا باشد و خطري پيش نيايد . انبارها يا مخزنهاي مخصوص حمل نفت ، بين موتورخانه و قسمت جلوي كشتي قرار دارند . بين موتور خانه و انبارها و همچنين بين قسمت جلوي كشتي و انبارها يك فضاي خالي و ديوار حائل در نظر گرفته شده تا انبرها از اين دو قسمت جدا شوند و كمتر در معرض خطر باشند . هر كشتي ، انبارهاي متعددي براي حمل نفت دارند . مثلاً 10 تا 11 انبار كه هر يك بوسيله جداري فولادي از ديگري جدا مي شوند . مخارج روزانه نفتكشها بسيار سنگين است و به همين دليل روي آنها و در بنادر ، تلمبه هاي قوي كار گذاشته شده كه بتوان حداكثر در 24 ساعت بار آنها را تخليه كرد ، تا كشتي در بندر زياد معطل نشود . در كشتيهاي مدرن نفتكش ، بيشتر قسمتها اتوماتيك كار مي كند و كاركنان كمي احتياج دارد ؛ تا آنجا كه كاركنان آنها گاه تا چهل نفر كاهش پيدا مي كنند . كشتيهاي نفتكش از لحاظ ظرفيت به سه دسته تقسيم مي شوند : دسته اول كشتيهايي كه ظرفيت آنها از 24 هزار تن به بالاست و سرعتشان از 16 گره دريايي بيشتر است . دسته دوم كشتيهايي كه ظرفيتشان بين 16 تا 18 هزار تن و سرعتشان بين 14 تا 15 گره دريايي است . دسته سوم كشتيهايي نسبتاً كوچك است كه ظرفيت آنها بين 9 تا 12 هزار تن و سرعتشان در حدود 12 گره دريايي است . وسيله ديگري كه مواد نفتي را جابجا مي كند قطار است . امروزه براي اين كار واگنها مخصوص ساخته شده كه داراي مخزنهاي استوانه اي شكل هستند .كوچكترين وسيله براي حمل و نقل نفت ، كاميون نفتكش است كه در فراز و نشيب   جاده ها و بين شهرها رفت و آمد مي كند .

پالايشگاه

     نفتكشها و خطوط لوله ، اغلب براي حمل نفت خام از منطقه نفت خيز به يك پالايشگاه مورد استفاده قرار مي گيرند . نفت خامي كه از چاه بدست مي آيد ، يك مخلوط تيره چسبناك از انواع مختلف نفت است . اين مخلوط ممكن است شامل ناخالصيهايي مانند سولفور باشد ، كار پالايشگاه اين است كه نفت خام را پخته و از آن مواد گوناگون مانند بنزين ، نفت سفيد ، روغن ، قير ، گريس و مواد بسيار ديگري تهيه كند . نفت خام مناطق مختلف با يكديگر تفاوت دارد ؛ ولي با تمام اين تفاوت ، مي توان آنها را به سه دسته اصلي تقسيم كرد : نفت خام پارافيني ، نفت خام قيري و نفت خام مخلوط از اين دو . در پالايشگاه تمام تركيبات نفت خام ، جدا شده و در جريان عمليات شيميايي خاصي قرار مي گيرند . يك پالايشگاه حدود ده ميليون تن نفت خام  پالايش مي كنند عجيب به  نظر مي رسد كه يك پالايشگاه نفت با آن همه برجهاي بلند فلزي و  كيلومترها لوله كشي ، كاركنان كمي دارد . همه مراحل پالايش از يك اتاق  كنترل مي شود ، كه به آن اتاق كنترل مركزي مي گويند . اتاق كنترل ، شامل دستگاههايي است كه به يك كامپيوتر مربوط هستند . وضعيت دستگاهها به كامپيوتر اعلام مي كند كه چگونه جريان پالايش را كنترل كند بقيه دستگاهها نيز نشان مي دهد كه در قسمتهاي مختلف پالايشگاه چه مي  گذرد . يك پالايشگاه توليدات زيادي دارد . از روغنهاي خيلي سنگين كه براي روغن كاري دستگاهها و ماشينها استفاده مي شود تا روغن هاي خيلي سبك مثل نفت چراغ كه به عنوان سوخت از آن استفاده مي كنند . بعضي از اين محصولات مانند پروپان  و بوتان آنقدر سبك هستند كه به راحتي به گاز تبديل مي شوند . به همين دليل آنها را تحت فشار نگه مي دارند تا به صورت مايع باقي بمانند . در اين حالت آنها را گاز مايع مي نامند كه با علامت اختصاري ( L.P.G ) نشان داده مي شوند . محصولات مختلف پالايشگاه در مخزنهاي متعدد انبار مي شوند . بعضي دوباره در اندازه هاي كنترل شده ، با يكديگر مخلوط مي شوند تا نفت هاي مخلوط بدست آيد . پالايش نفت مراحل زيادي دارد كه براي هر مرحله آن وسايل و دستگاههاي خاصي لازم است . پالايش نفت سه مرحله عمليات عمده و اساسي دارد كه عبارتند از : جداسازي ، تبديل و صاف كردن .

جداسازي نفت

     نفت خام شامل هزاران نوع مختلف از تركيب هيدروژن و كربن است كه به طرق گوناگون گرد هم آمده اند . هر كدام از اين تركيبات در حرارتهاي مختلف به جوش مي آيند . براي جدا سازي آنها ، نفت خام را حرارت مي دهند و تقطير مي كنند . تقطير يعني جوشاندن و تبخير يك مايع و دوباره سرد كردن و برگرداندن بخار به حالت مايع . براي انجام عمل تقطير ، از برج تقطير استفاده مي شود . نفت خام در كوره اي در پايين برج مي جوشد . حرارت كوره در حدود 400 درجه سانتيگراد است و اين حرارت باعث مي شود مقدار زيادي از نفت به گاز تبديل شود . جنس برج تقطير استيل ، بلندي آن 45 متر و عرض آن 7 متر است . داخل برج مانند يك ساختمان بلند ، به طبقات مختلفي تقسيم شده است . هر يك از طبقات ، در يك درجه حرارت يكنواخت باقي مي ماند . درجه حرارت درجات پايين برج از طبقات بالا بيشتر است . هر طبقه چندين سوراخ دارد كه با سرپوشهاي كوچكي به نام كلاهك پوشانده شده است . دماي طبقات بالاتر برج كمتر از دماي طبقات پايين است . در هر طبقه نوع بخصوصي از نفت جمع مي شود . گريس و روغنهاي سنگين در پايين برج باقي مي مانند . بار روغن روان كننده در طبقه بعدي جمع مي شود . نفت چراغ همراه بنزين به طرف بالا مي رود . نفت چراغ حتي از بنزين نيز بالاتر مي رود . تنها گازهاي بسيار سبك به بالاي برج مي رسند . محصولات جمع آوري شده در هر طبقه ، براي مراحل تبديل و تغيير پذيري بعدي خارج مي شوند .

 naft4